تبلیغات اینترنتیclose
بر ساحل دیگر ( منوچهر آتشی )
پیچک ( منوچهر آتشی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بر ساحل دیگر

 

 

رون آشفتگی ها با برون عصیان
بر کدامین ساحل رامش
در کدامین بستر بی سنگ و صخره گرم داری جا
 با کدامین پیر جادو خاطرات گرم است
 در کدامین قلعه
ای دریا ؟
پای بگشوده به مرز دیدگاه من
 ریخته خالی صدف ها را به ساحل پیش چشمان لئیم دانش من
 راه بسته بر نگاه من
تا نه بگمارم خیالی خلوتت را ؟
تا ندانم با کدامین پیر جادو روز و شب همخوابه ای ، دریا ؟
زورقان تیز پرتاب گمان ها
 هر یکی سرشار بندرهای سنگین بار
 مرغکان سست بال جستجوگر
 هر یکی جویای سلک گوهر تاریخ
ماهیان رنگی و چالاک و شاد آرزوها
 بطن هر یک مدفن انگشتر سبز نبوت
بطن هر یک زادگاه یونسی ، هستی کمین بعثت او
جام سرخ روشن خورشید
 با شراب تازه ی هر روزش آکنده
 آسمان های درون سینه ات جاری
 چشم ساحل را
 بادبان زورق بگسسته لنگر را
 می فریبی این همه را ، می بری این ارمغان ها را کجا ، دریا ؟
از چه ات با من سر پاسخ نه ، این سان ورد می خوانی
 از چه دانه می فشانی پیش مرغ پیر فکر من
 از چه اینسان می فریبی بادبان های نگاهم را ؟
 از تو زین سو هر چه می بینم فریب و قصه و ورد است
 با تو ز آن سو هر چه می دانم ندانم چیست
از تو اما برنخواهم داشت
 چشم پرسش ، سایه پرخاش
از تو اما برنخواهم کرد
 دست کاوش دام ژرفا گرد
 با تو این جاشوی پیر و شوخ
 راز پنهان یاب اعماق است
 روشنان روزهای
رفته اش را در تو می جوید
 ماهیان لحظه های مرده اش را در تو می گیرد
 این کران اندیش مروارید چشم کودکش را از تو می خواهد
 سحر فرعونان فسون ها را بگو جاری کند

 بر ساحل مفلوک، بیمی نیست
 او عصای لاشه ی فرسوده ی خود را
 در شبی تاریک روی سینه ات خواهد فکند آخر
موج ها را پاره خواهد کرد
 ورد بطلان خواند خواهد بر خروش یاوه جوشت
بادبان چاوشی ها اوج خواهد یافت
 ضربه ی نرم تپش ها دور خواهد شد
تا بیاساید به روی ساحل دیگر
تا نه بگشایی به مرز دیدگاهم پا
تا نگویی می بری این امرغان ها را کجا ، دریا ؟
 
 

منوچهر آتشی

برچسب ها : ,

موضوع : آهنگ دیگرجلد دوم, | بازديد : 310